<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>        نوشته هایی از بامیان</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com</link>
<description>به وبلاگ عزیز فرهمند خوش آمدید      www.aziz55.blogfa.com </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 May 2012 10:37:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازار گرم فروش سنگ وخشت خانه بن لادن </title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>

&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;زمين خانه تخريب شده بن لادن به ميدان بازي كريكت تبديل شد!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;اشاره:
 من خود شاهد بودم که پاره سنگ های بت های منهدم شدۀ بامیان پس ازتخریب، 
برلاری ها بارشده وبه پشاور رسیده بود. هرکسی از تندروان ومردم اوهام زده، 
قطعات سنگ ها را پارچه پارچه می خریدند. حالا همین رسم به شکل دیگری پس 
ازتخریب خانه بن لادن احیا شده و خرده پاره های سنگ وخشت خانه با مقدس 
نمایی ازسوی مفتی های تاجر، به فروش می رسد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; این هم گزارش درین باره: &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;شکیل
 احمد یوسفزای کسی که منزل اسامه بن لادن رهبر سابق گروه القاعده در شهر 
ابيت آباد پاکستان را با خاک یکسان کرد از جانب گروه طالبان به مرگ تهدید 
شد.

به
 گزارش خبرگزاری فرانسه شکیل احمد به منظور دستیابی به مصالح ساختمانی ناشی
 از خرابی این منزل، 400 هزار روپیه معادل 4500 دلار به دولت پاکستان 
پرداخت کرده است.

منزل
 سه طبقه بن لادن در ابيت آباد پاکستان در ماه فبروری گذشته توسط این مرد 
پاکستانی با خاک یکسان شد، اما وی علاوه بر دست یابی به مقدار زیادی آهن ، 
تکه های آجر این منزل را به هواداران و علاقه مندانی که از جاهای مختلف 
پاکستان آمده بودند، به فروش رساند. 

یوسفزای
 (47 ساله) گفته است که گروه طالبان با ارسال پیام هایی وی را تهدید به قتل
 کرده است. اما او می گوید به این کار افتخار می کند چرا که توانسته است 
یکی از آثار شرم آوری که به کشورش منتسب است را از بین ببرد.

او افزود :&quot; من ترسی ندارم اما گاهی فکر می کنم که با این کار خانواده ام را در معرض خطر قرار داده ام.&quot;

یوسفزای
 که یک دختر هفت ساله دارد می گوید :&quot; همسرم احساس ترس می کند و هر وقت دیر
 به منزل بروم گمان می کند که کشته یا ربوده شده ام.&quot;

مرد پاکستانی همچنین گفت :&quot; با خراب کردن منزل بن لادن این پیام را به جهانیان فرستادم که مردم پاکستان بر ضد تروریسم هستند.&quot;

اما وی در عین حال امیدوار است که با فروش مصالح ساختمانی و نیز تکه های آجر به هوادارن و علاقه مندان به سود خوبی دست یابد. 

گفتنی است که هم اکنون زمین منزل رهبر سابق القاعده به میدانی برای بازی کریکت که پاکستانی ها شیفته آن هستند تبدیل شده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;






منبع: رزاق مامون - اتاق خبر و تحليل




&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 May 2012 10:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من در یک منطقه &quot;افغان ممنوع&quot; بزرگ شدم!</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;strong&gt;روایتی از زندگی مهاجران افغانستانی در ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ستار سعیدی - بی بی سی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;ingress&quot;&gt;خبرهایی که این روزها از اوضاع و احوال مهاجران افغان در ایران می رسد، واژه آپارتاید را در ذهن خیلی ها تداعی می کند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;برای من، شنیدن عبارت‌هایی مانند منطقه افغان 
ممنوع (مازندران)، یا خبرهایی مثل ممانعت از ورود مهاجران افغان به یک پارک
 تفریحی در اصفهان، اکنون که چند سالی است در خارج از ایران زندگی می کنم، 
حیرت آور و آزاردهنده شده است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید به این دلیل که حالا دیگر می دانم افغان بودن ننگ و عار نیست و 
دریافته ام که می توان در یک کشور دیگر زندگی کرد و همانند شهروندان آن، از
 حقوق مساوی برخوردار بود، درس خواند، کار کرد، سفر کرد و دلمشغولی هایی 
فراتر از زنده ماندن و گرسنه نماندن داشت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر هنوز در ایران بودم، بی تردید به این تقدیر تن می دادم و همانند صدها
 هزار مهاجرِ ناگزیر دیگر، فکر می کردم که ما محکوم به چنین سرنوشتی هستیم و
 میزبان حق دارد برایمان تعیین تکلیف کند.
                     &lt;/p&gt;&lt;h2&gt;محلات &apos;افغان ممنوع&apos;&lt;/h2&gt;
                     &lt;p&gt;در مشهد، شهری که من نزدیک به دو دهه، از همان 
سال‌های کودکی در آن زندگی کردم، محلات مشخصی بود که افغان ها حق نداشتند 
در آنها زندگی کنند... نه، بهتر است بگویم محلاتی بود که افغان ها حق 
داشتند در آنها زندگی کنند؛ از آن جمله، محله فقیرنشینی بود در شرق شهر، به
 نام طُلاب، که جمعیت زیادی از افغان های مهاجر را درخود جای داده بود.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;افغان ها در این محله کارگاه های (عمدتاً 
مخفیانه‌) خیاطی و گلدوزی و کفشدوزی داشتند و دفاتر احزاب افغانی و مدرسه 
های خودگردان افغان‌ها هم بیشتر در همین محله بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نام چند محله دیگر هم یادم هست، از جمله گُلشهر، محله ای در جنوب شرق 
شهر که به خاطر کثرت حضور افغان های هزاره، به کابلستان معروف شده بود و 
همینطور محله های مهرآباد و قلعه ساختمان و خواجه ربیع و طبرسی و چند محله‌
 حاشیه ای دیگر.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;در دنیای کودکی من، محلاتی که افغان ها می 
توانستند در آنها اقامت داشته باشند، بسیار گسترده و وسیع به نظر می رسید، 
اما حالا که به نقشه مشهد نگاه می کنم، می بینم تمام وسعتِ مجاز برای 
هموطنانم در این شهر بزرگ مهاجرپذیر، به سختی یک پنجم شهر را دربر می گرفت.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;وقتی منطقه ای، افغان ممنوع می شد، مدرسه ها دانش 
آموزان افغانی را نمی پذیرفتند و بنگاه های معاملات حق نداشتند در آن مناطق
 به مهاجران افغان خانه اجاره بدهند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;هیچ قانون مشخصی در این مورد وجود نداشت که بر چه 
اساس، یک محله، افغان ممنوع می شد. افغان‌ها که اساسا حق نداشتند یا به خود
 حق و جرات نمی دادند از مسئولان بپرسند چرا باید در محلات مشخص و محدود، 
آن هم فقیرنشین و عقب‌مانده زندگی کنند و کسی هم به آنها توضیح نمی داد.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;اما حدس و گمان خود مهاجرین عموما این بود که دولت
 می خواهد آنها را در محلات مشخصی جمع کند تا دسترسی به آنها و در صورت 
لزوم، اخراج دسته جمعی شان، آسان تر باشد.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;در محلات اعیان نشین شهر - یا اصطلاحا بالاشهر - 
هم البته می شد ردپای افغان ها را دید، نه فقط کسانی که برای کارگری به 
بالاشهر می آمدند، بلکه تاجران و سرمایه دارانی که حداقل از دید دولت و 
برخی مردم، جنسشان با بقیه افغان ها فرق داشت، دستشان به دهانشان می رسید، 
خانه های گرانقیمت اجاره می کردند، ماشین های مدل بالا سوار می شدند و 
فرزندانشان را به مدرسه های غیرانتفاعی (پولی) می فرستادند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;کسانی هم که به نوعی اقامت شان سیاسی بود، حق 
داشتند در محله های اعیان نشین شهر زندگی کنند. نیمی از حدود دو دهه زندگی 
من در مشهد هم، به دلایلی، در همین محلات افغان ممنوع گذشت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;محل دفن پدر: یک شهر افغان ممنوع&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پدرم پیش از جنگ در هرات زمین داشت و کشاورزانی که ما به آنها بزگر (برزگر)
 می گفتیم بر روی این زمین ها کار می کردند. حکومت کمونیستی که روی کار 
آمد، اصلاحات ارضی شد و زمین های پدرم را که از دید آنها یک فئودال نابکار 
بود گرفتند و بین همان کشاورزان تقسیم کردند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ما از بد حادثه به ایران مهاجر شدیم. حدود ده سال بعد، زمانی که دکتر 
نجیب الله، واپسین رئیس جمهور رژیم چپگرای افغانستان، سیاست های کمونیستی 
خود را تعدیل کرد، زمین های ما را هم پس دادند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;حالا ما در ایران بودیم و زمین هایمان در 
افغانستان. پدرم چندباری به افغانستان بازگشت تا به زمین ها سرکشی کند و 
پول محصول زمین ها را جمع کند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;رفت و آمد میان ایران و افغانستان تا آن زمان هنوز ضابطه مند نشده بود و بیشتر به صورت قاچاقی انجام می شد.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;در ایران هم به تازگی جنگ پایان یافته بود و دولت 
سازندگی به ریاست هاشمی رفسنجانی، کم کم سامان دهی به امور مرزها را آغاز 
کرده بود و یکی از این تدابیر، افزایش گشت های مرزی بود.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;پدرم در راه بازگشت از یکی از سفرهایش به 
افغانستان، طعمه یکی از این گشت ها شد. خودرو پلیس، وانت حامل پدرم و غله 
هایی که با خود از زمین های آزاد شده مان آورده بود را تعقیب کرد و وانت 
واژگون شد. پدرم در دم کشته شد، در منطقه ای بین سنگان و خواف در شرق 
خراسان. جنازه قابل انتقال به مشهد نبود، برای همین در قبرستانی در بخشداری
 خواف دفنش کردند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;ما مهاجران، حتی اگر اقامت قانونی داشتیم، برای 
سفر بین شهری (در مسیرهای مشخص و مدت زمان معین)، باید از وزارت کشور برگه 
تردد می گرفتیم. گرفتن چنین برگه هایی، هم‌ زمان بر بود، هم پول زیادی نیاز
 داشت، برای همین، شمار اندکی از اعضای خانواده، از جمله مادر و برادر 
کوچکم توانستند خود را به خواف برسانند.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;کوتاه زمانی پس از حادثه کشته شدن پدرم در تعقیب و
 گریز پلیس، خواف تبدیل به شهرستان شد و به دلایلی که هیچ وقت ندانستم، این
 شهر هم افغان ممنوع شد.&lt;/p&gt;
                     &lt;p&gt;من که به دلیل نداشتن برگه تردد، نتوانسته بودم در
 مراسم کفن و دفن پدرم حضور یابم، دیگر هرگز نتوانستم به آن شهر بروم و 
قبرش را ببینم... از همان سال تا هنوز.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 17:08:29 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه فعالین مدنی بامیان به اوباما</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>
 &lt;p class=&quot; &quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; line-height: normal;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;impact&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;هریکین&quot; بامیانیها طی یک گرهمآیی
مسالمت آمیز در کابل با حضور تعدادی از نمایندگان مردم و فعالین مدنی به اوباما
ریس جمهور امریکا تقدیم شد. این حرکت اعتراضی است به سیاستهای غلطی که امریکا در
افغانستان عملی میکند و یا از عملی شدن آن از سوی حکومت افغانستان حمایت میکنند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;impact&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot;&gt;فعالین مدنی بامیان از
تقسیم نا عادلانه قدرت، بی توجهی در عرصه های انکشافی بامیان، مذاکره با گروه
طالبان و... شاکی بوده و از اوباما طی یک نامه سر گشاده خواسته اند تا سیاستهای
غلطش را در افغانستان باز نگری نماید.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; 
 
  به
نظر من کشانیده شدن فعالیت های مدنی از بامیان به کابل میتواند موثریت و کارآیی
خاصی داشته باشد، زیرا هم حضور رسانه ها برای بازتاب خبر آن گسترده است و هم افراد
و نهادهای زیادی هستند که این حرکتها برایشان مهم است. برای فعالین مدنی بامیان
توفیق بیشتر در راه خدمت به بامیان آرزو میکنم.

نامه سرگشاده فعالین
مدنی بامیان به ریس جمهور امریکا را در ذیل بخوانید. روی ادامه مطلب کلیک کنید.&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 10:09:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یاد داشت پراگنده</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>ساعت 8 صبح از داخل بازار بامیان به قصد مسافرت به کابل در موتری تونسی بالا شدم که یک نفر، سواری کم داشت و از اینکه دو نفر از دوستان هم در همان موتر بودند فکر کردم که در مسیر راه قصه نموده و اینطوری راه کوتاه خواهد شد. از شش پل که گذشتیم موتر ما در سرک پخته به سرعتش افزود اما با دیدن سرک پخته به این مسلمانهای داخلی لعنت فرستادم و گفتم خداوند پدر کفار کوریایی را بیامرزد که سرک بامیان- یکاولنگ را با کیفیت قیر نموده است اما این سرک پایینتر از شش پل از مسیر غوربند که توسط شرکت های داخلی اسفالت شده اصلا کیفیت درستی ندارد و به سال دوام نیاورده و قیرش جدا شده است.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دریور چین(زنجیر) نبسته بود و راه هم برف و یخبندان بود، در پای کوتل شیبر ناگهان یک کرولا از مقابل آمد و بریک کرد و موتر هم لخشید خورد به تونس و هر دو موتر کپ و کوپ شدند سر و صدا و قال و مقال و بالاخره دریور ما سه هزار افغانی تاوان گرفت و راه افتادیم هر چقدر برای موتر وان گفتیم چین بسته کن گوشش بدهکار نبود متاسفانه رعایت نکردن مسایل ایمنی در راه باعث خلق حوادث ناگوار میگردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کابل در خانه فیلم میدیدم که پیامی از یکی از دوستانم دریافت کردم مبنی بر اینکه یک دختر 15 ساله در زرگران بامیان خودکشی کرده است که برایم خیلی تکاندهده بود و دوستم جزئیات بیشتر نداشت. رفتم از طریق مبایل به صفحه فیس بوک و در آنجا هم خبر جدیدی در مورد این رویداد نیافتم. اگر واقعا این رویداد یک خودکشی باشد آنهم با اسلحه که در بامیان در این سالهای اخیر اصلا سابقه نداشته است، بسیار متاثر کننده بوده و ما را از آینده جوانان دیگر نگران میکند که در مقابل مشکلات دست به اقدامات مشابه بزنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 11:42:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قتل عام مردم یکاولنگ در 19 جدی 1379</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>امروز نزدهم جدی مصادف است با ۱۹ جدی سال ۱۳۷۹ روزیکه در حدود ۳۸۰ تن از مردم بیگناه یکاولنگ بیرحمانه توسط برادران کرزی قتل عام شدند و عزیزان شان به سوگ این شهیدان بیگناه نشست.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قتل عام ۱۳۷۹ یکاولنگ متاسفانه ناپختگی نظامی و یا هم تسامح در حفظ جان غیر نظامیان ویا هم... مسایل دیگر از طرف نیروهای خودی در این رویداد نقش داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.jomhornews.com/wp-content/uploads/2012/01/yekawlang.jpg&quot;&gt;&lt;IMG class=&quot;aligncenter size-full wp-image-1136&quot; title=yekawlang height=215 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.jomhornews.com/wp-content/uploads/2012/01/yekawlang.jpg&quot; width=294&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عکس از خبرگزاری جمهور&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در قتل عام یکاولنگ گروهک وحشی طالبان تمام معیارهای بین المللی و حتی انسانی را نادیده گرفتند و وحشیانه بر روی مردم بیگناه آتش گشودند که این قضیه واکنش های جهانی را در پی داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;برادران ناراضی کرزی قاتلین مردم یکاولنگ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب است که امروز بازماندگان شهدای یکاولنگ در حالت رقت باری زندگی میکنند و از لحاظ اقتصادی در وضعیت ناگواری قرار دارند و کسانیکه بواسطه خون همین شهدا به چوکی و مقام رسیده اند و پایشان به ارگ باز شده است کوچکترین توجه به خوانواده های شهدا ندارند. و از طرف دیگر امروز مردم بامیان، بازمانده گان شهدا و تمام دنيا شاهد هستند كه كرزي با خون شهدا معامله ميكند و به قاتلين مردم يكاولنگ و هزاران شهيد ديگر اين ملت باج ميدهد و آنان را برادر ميخواند! در كشوري كه چيزي بنام عدالت و وجدان وجود ندارد و هميشه حق با زور و تعصب كور جاهلانه است. در چنين كشوري هيچ شهروندي نميتواند به اصول دموكراسي و حقوق بشر و عدالت اجتماعي باور داشته باشد در حاليكه هميشه حق مظلومان پايمال گرديده و مدعيان دموكراسي با جانيان و ناقضان حقوق بشر دست شان در يك كاسه میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز به هيچ صورت، ديگر آن شهيدان يكاولنگ كه روح شان شاد باد؛ بر نميگردند اما تنها چيزي كه ميتواند از درد بازماندگان شهدا بكاهد همانا محاكمه عاملان اين رويداد و رسيدگي به زندگي خوانواده هاي شهدا است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مطالب و گزارشهاي بيشتر را در اين زمينه در &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.jomhornews.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=3&gt;خبر گزاري جمهور&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt; بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 10:39:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه محرم</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;تاسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;دانش سرای و مکتب اولاد آدم است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;PADDING-BOTTOM: 8px; PADDING-RIGHT: 8px; PADDING-TOP: 8px&quot; id=il_fi src=&quot;http://muharrampic.files.wordpress.com/2010/12/muharram5-13.jpg?w=450&amp;h=300&quot; width=450 height=337&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر و مبارزه حق علیه باطل است که در آن خون بر نیزه و شمشیر چیره میگردد و یزیدیان زمان برای همیشه مورد نفرت قرار میگیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پرپر شدن گل یاس، جدا شدن دست عباس،زرد شدن صنوبر، زخم گلوی اصغر، ریختن برگ شقایق و داغدار شدن خلایق و شهادت امام حسین (ع) را سوگمندانه به شما و تمام آزادگان جهان تسلیت عرض میکنم. (التماس دعا)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Nov 2011 15:55:10 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خط مشی صلح</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>دیشب شامگاه دوشنبه ساعت ۸ شب بیانیه حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در مورد خط مشی صلح از تلویزون ملی پخش شد و همزمان چند تلویزون خصوصی دیگر نیز این بیانیه را نشر میکردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من فکر میکردم که بعد از کشته شدن آقای ربانی ریس شورای عالی صلح آقای کرزی موقف جدی خواهد گرفت و از یک موضع جدی تر در مورد صلح و طالبان و پاکستان صحبت خواهد کرد. اما بر خلاف انتظار او مانند گذشته لیست شهدا را قرائت نمود و علاوه کرد که باید جامعه جهانی به لانه های تروریزم بپردازند و ما همیشه آماده مصالحه هستیم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.dw-world.de/image/0,,3413429_4,00.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اقای کرزی افزود: من در گذشته ها هم گفته بودم که تروریزم دامن پاکستان را نیز خواهد گرفت و اکنون چنین شده است و این حرف به حقیقت پیوسته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای کرزی چند روز قبل گفته بود که بعد از این باید طرف صلح حکومت افغانستان دولت پاکستان باشد( به سبب اینکه تروریستان تحت امر و مورد حمایت پاکستان اند.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ریس جمهور در اخیر این بیانیه گفت که او در مورد آینده صلح باز هم از یک جرگه مشوره خواهد خواست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما به نظر میرسد که این جرگه نیز از همان جرگه ها خواهد بود که قبلا داشتیم و نتایجش را دیدیم!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 16:32:32 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لنگی برادر کرزی روز صلح را به ماتم تبدیل کرد!</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>آقای کرزی بعد از اینکه به قدرت رسید بزرگترین دغدغه اش این بود که تعدای از برادرانش  که از حکوکت او ناراضی بوده و با بسیاری از مسایل و قوانین و دوست های خارجی اش هم مخالف بودند و او میبایست به عنوان برادر دلسوز برای پشتونها از هر راهی ولو با مصارفات پولی بسیار گزاف و یا با کشته شدن ریس شورای عالی صلح استاد ربانی برادرانش را به دور خود جمع میکرد اما مثل اینکه دعوای برادران کرزی ارث و میراث زمین و کوکنار نیستٰ بلکه آنها چیزهایی بزرگتری مثل حکومت بر این ماتمکده را میخواهند و برای بدست آمدن این هدف از گرفتن جان انسانها نیز دریغ نمیکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در این شرایط و بعد از انفجار لنگی برادر ناراضی کرزی در وزیر اکبرخان محل سکونت برهان الدین ربانی که منجر به شهادت  ایشان گردید.اقوام دیگر که قربانی مصالحه کرزی و برادرانش میگردند به نظر میرسد که بعد از این بخاطر صلح به طالبان عذر نخواهند کرد و در طی ده سال گذشته دیده شد که مصارفات هنگفت و قربانی های متعدد برای صلح نتیجه ای مثبتی نداشت و اینک باید از راه دیگری وارد شد اگر چه آن راه به ضرر کرزی و برادرانش نیز باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیده شود که بعد از این آینده صلح و امنیت و برداران ناراضی به کجا خواهد رسید و سیاستمداران افغانستان چه تدبیری برای آینده این کشور خواهند اندیشید؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Sep 2011 15:00:48 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعای عظیم هنرمند در جشنواره راه ابریشم</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>سومین جشنواره راه ابریشم در بامیان برگزار گردید که از تاریخ ۲۴ سنبله شروع شده و تا ۲۶ سنبله ادامه یافت. در این جشنواره که از دو سال به اینطرف در بامیان برگزار میگردد صنایع دستی بامیان در بخشهای گوناگون به نمایش گذاشته شده و به فروش میرسد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیش از این ، جشنواره با مدیریت اکوتوریزم برگزار میگردید اما امسال مدیریت جشنواره راه ابریشم به عهده اتاق تجارت بامیان است که به همکاری وزارت اطلاعات و فرهنگ و بخش توریزم شبکه انکشافی آغا خان دایر شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این جشنواره موسیقی، بازیهای محلی، نمایشات و ... اجرا گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیشب در شامگاه جمعه در حالیکه محمد عظیم هنرمند خوش صدای مناطق مرکزی با کاسیو اش برای علاقمندان اش میخواند ناگهان برقها رفت و همه جا تاریک شد و این عمل چند بار تکرار شد تا اینکه آهنگ به پایان رسیده و عظیم هنرمند در حضور صدها بامیانی از پشت ستیژ چنین دعا نمود:&quot; اگر همین والی ما در بامیان برق آورد خدا خانه اش را آباد کند و اگر والی برق را نیاورد خدا خانه اش را خراب کند.&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Sep 2011 17:48:04 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکلات در نمایندگی کابلبانک در بامیان</title>
<link>http://aziz55.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>کابلبانک یکی از بانکهای خصوصی در افغانستان است که چند ماه قبل به نسبت ورشکستگی مالی اعتبار خویش را تا حدی زیادی در بین مشتریانش از دست داد و این بانک از طرف مسولین دولتی تحت نظر د افغانستان بانک یا بانک دولتی افغانستان قرار گرفت و جنجالهای زیادی در مورد حیف و میل شدن پولهای این بانک از طرف برادر رئیس جمهور، برادر مارشال فهیم و تعدادی از اراکین بلند پایه دولتی در رسانه ها صورت داده شد.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حالا در بامیان بعد از عید سعید فطر تا اکنون این بانک پول نداشته و مردم را با مشکلات جدی روبرو ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمایندگی کابلبانک در بامیان در این روزها بعد از ساعات محدود فعالیت به نسبت نداشتن پول بسته میشود و مشتریان دست خالی از بانک خارج میشوند که این امر سبب نگرانی جدی مشتریان این بانک شده و آنها در مورد آینده پولهای شان نگران ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از کارمندان کابلبانک میگوید:&quot; مشکلات بی پولی مقطعی بوده و حل خواهد شد او علاوه میکند که کابلبانک در حدود ۴۰ چهیل میلیون افغانی معاشات منسوبین اردوی ملی و برخی ارگانهای دولتی  را از خرانه خودش پرداخته است و دولت تا هنوز پول بانک را نپرداخته است و این موضوع سبب مشکلات در نمایندگی بامیان این بانک شده است&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محمد حسین یکی از مشتریان کابلبانک میگوید که یک هفته میشود وی منتظر پول است اما هر بار به وی در حدود ۵ تا ۱۰ هزار افغانی پرداخته میشود که این پول اندک مشکلات وی را رفع نمیکند و کار و بار و تجارت وی را  به مشکل مواجه ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر صورت آنچه مهم است انتظار و مشکلات متداوم مردم برای دریافت پول است که باید مسولین ذیربط در این زمینه توجه جدی نمایند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 16:49:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>aziz55</dc:creator>
<guid>http://aziz55.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

